‏نمایش پست‌ها با برچسب hope. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب hope. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۸

دور انداختن

گاهي دور انداختن چيزهاي زايد خيلي مفيده، جا براي چيزهاي جديد و يا بدربخور باز مي شه! گاهي آدم حس دِين مي كنه اما اين هم نبايد مانع بشه. دور انداختن چيزهاي كهنه و بد بخصوص خاطرات بد از همه چيز مهمتره! وقتي وابستگيت رو مي بُري تازه انگار چشمات باز مي شه و دوباره شروع به ديدن مي كني، هر چقدر هم كه فكر كني به اون فرد وابسته اي يا بهش احتياج داري يا ازش چيز ياد گرفتي اما وقتي بياد آوري خلطرات مربوط به اون آدم رو غمگين مي كنه ، بايد فراموش كرد، بايد خاطرات رو بدور انداخت تا جا براي خاطرات جديد و تازه باز بشه! خيلي هم سخت نيست!

دوشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۸۸

ستاره


شنيدين مي گن يه ستاره هم تو هفت آسمون نداره. اين يعني كه طرف خيلي شانس همراهش نبوده و از مال دنيا چيزي نداره و پشت و پناهي هم نداره. من براي اينكه ستارم رو پيدا كنم مجبور شدم كلي مطالعات نجومي انجام بدم و كلي چيز ياد بگيرم و هنوزم در جستجوي ستارم هستم تو كل هفت آسمون. كلا~ سعي مي كنم + فكر كنم من مي تونم اونو تو اين چند هزار مليارد (شايدم بيشتر) ستاره پيداش كنم.
;)

پنجشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۸

دعا می کنم


دعا می کنم برای همه
همه خوشبخت باشن و زندگی آرامی داشته باشن
کسی مصیبت و غم نبینه
خدایا!

جمعه، تیر ۱۲، ۱۳۸۸

خونه رویا ها


فکرش رو نمی کردم که چیزایی که هنرمندها تو کارتونهای فانتزی نقاشی می کنن تو دنیای واقعی هم بتونن وجود داشته باشن اما این خونه دقیقاً یک مثال نقض برای این تصور منه. خیلی رویایی و قشنگه
فکرش رو می کنم که چایی عصرونه رو اونجا کنار اون پنجره رنگارنگ بخورم ، یا وقتی که مهمون میاد تو کنار این راه پله ها می شینه و از بالای پله ها میریم آشپزخونه تا ظرف میوه رو بیارم پایین خیلی حس قشنگیه
طبقه بالا هم که اتاق خوابه, همون اتاقی که پنجره کوچیک بالا بالایی رو داره؛ شبها از این پنجره به ماه و ستاره ها شب بخیر می گم و حالشونو می پرسم از اوضاع کائنات می پرسم آیا ستاره ای به دنیا اومده ، جایی حیات فرازمینی تشکیل شده؟؟ صبحها هم هواشناسی می کنم ببینم اون روز هوا چه طوریه آفتابیه ، ابریه , بارونیه یا برفی؟ گنجیشکها هم میان سلام می کنن
پنجره پایینی هم که پنجره آشپزخونست, موقع ظرف شستن ازش نگاه می کنم ببینم از مسیر جاده کسی میاد یا نه؟؟
اون اتاق پشتی هم که اتاق کاره باید بالاخره کار کرد تا زندگی بچرخه ، شاید تحقیق یا آماده کردن ارائه و از این کارا یا به بیزنسهام نظارت کنم نمی دونم !!
حتما ای قضیه قانونِ راز رو شنیدین , اولش من اعتقاد نداشتم اما بعد تمرکز گاهی عمل می کنه، از این به بعد یکی از تمرکزهای اصلی من این خواهد بود یعنی زندگی کردن تو همچین خونه ای
شما هم دعا کنین که من همچین خونه ای داشته باشم بعد شما رو هم برای چایی عصرونه دعوت می کنم خونم
:)
اینم چند نما از داخل خونه

و پلان خونه

اینم سایت طراح خونه