‏نمایش پست‌ها با برچسب funny. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب funny. نمایش همه پست‌ها

شنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۸

Look at me pls!

من همين الان بايد برم براي يه مصاحبه مهم شغلي، ظاهرم خوبه؟
خيلي سترس دارم !
I have an important job interview, do I look good?
I 'm stressed :-S



PhD of the most high tech thing ever! ( the Doc. Mice )



شنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۸

صميميت


دوستم كه همكارم هم هست، اتاقمون فقط 5 متر با هم فاصله داره و جداگانست. وقتي ميرم پيشش حرف بزنم ، سوالي ازش بپرسم يا خبري بهش بدم.، خيره ميمونه به مانيتور و فقط مي گه هووم، آره، نمي دونم، سرم شلوغه، نفهميدم چي ميگي و از اين چيزا. اما وقتي تو چت باهاش صحبت مي كنم قشنگ جوابم رو ميده و كلي هم حرف ميزنيم. نمي دونم ديگه اين چه رواليه كه هست. حضوري بيجواب اما اينترنتي صحبت طولاني صميمي و گرم . موندم والا!
شايد خودم هم اينطور باشم، اين پديده رو تو خيلي ها ديدم ، يه دوست ديگم هم كه تو قسمت ديگه اي كار مي كنه اون هم دقيقاً همينطوريه .
در ضمن امروز رفته بودم ساختموني كه يكي ديگه از دوستام هم اتاقش اونجاست تا منو ديد قيافش بهم ريخت ، سرش شلوغه مي دونم و موقعيتش رو خيلي خوب درك مي كنم ، خودش مي گفت كه تازه ديشب وقت هموم رفتن پيدا كرده اما مي دونم كه اين پست رو خواهد خوند، در هر حال من مي دونم ايقدري كه بي ملاحظه نيستم! بابا! نگراني نداره منم كلي كار تلنبار شده دارم و در ضمن از سر كار جيم شدم ها! اما نمي تونم بدون سر زدن به دوستان برم جاي كه اونها هستن و به روم نيارم و برگردم گفتم كه گفته باشم، اما ظاهراً هممون اينترنتي واسه هم وقت داريم اما حضوري يه ذره ابا داريم، خودم هم دليلش رو خيلي نمي دونم شايد يه روزي كشفش كنم!

دوشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۸

Truly busy!


بعضي ها آنلاين مي شن، ستتوسشون رو مي زارن بيزي ، خوب قبول يعني من الان سرم شلوغه نمي تونم حرف بزنم، يه ساعت دو ساعت حالا. اما اگه ديگه تمام روز بيزي يعني چي؟ اگه اينقده سرت شلوغه و ديگه اصولا وقت نداري چرا آنلاين شدي؟ به نظرم اين يه جور بي ادبيه!
حالا اينويزيبل بالا اومدن چي؟ به نظر من يعني من حوصله ندارم فقط اومدم سرك بكشم ببينم چه خبره، اما كلاً اينويز بودن دو تا معني داره يا تو مسنجرم كسي هست كه نمي خوام بدونه آنم، خوب اينم راه داره حذفش مي كني تا مساله حل بشه وقتي ديگه مشكلي نبود دوباره ادش مي كني! . دومين معني يعني طرف جرات بيرون اومدن و بودن تو اجتماع رو نداره، ولي چرا؟ پنهان بودن مي تونه يه راه باشه براي اينكه ببيني بقيه ميان مي رن چي كار مي كنن يه جورايي ذاغ سياه چوب مي زني يام اينكه حس مي كني نمي توني مي ترسي ميون ديگران باشي چيزي خواهند خواست سوالي خواهند پرسيد. نمي دونم.
اما اين اواخر يكي پيدا شده ستتوس ميزنه:
!Truly busy
اين ديگه نوبره، ايشون هميشه بيزي بود، حالا شده اين! يعني قبلنا الكي بيزي بود حالا واقعا بيزييه
بابا اگه وقت نداري چرا آنلاين مي شي تو؟ اِ
يه دليل ديگه واسه بيزي بودن هم كلاس گزاشتنه ها، يعني من كار دارم و سرم شلوغه و از اين چيزا!
خودم هم هم اينيوز مي شم هم بيزي اما نه ديگه "Truly Busy!" هر كدوم به كاربردش و وقتش! اما از پشت مسنجر هم مي شه آدمها رو شناخت، نمي شه؟

پنجشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۸

ده توصیه برای کاربران کامپیوتر


1. هم
1.همیشه به عنوان جزئی از گروه کار کیند به این ترتیب همیشه کس دیگری وجود دارد که اگر اوضاع خراب شد تقصیر را گردن او بیندازید
2. بهترین روشی که بتوانید کارتان را حفظ کنید این است که در روز اول آنچنان همه چیز را به هم بریزید که نتوانند شما را اخراج کنند
3. از نصب هر تجهیزاتی که در جلویش دندانه هایی به سمت بالا و پایین دارد بپرهیزید.
4. هر چه که دو هفته پیش راجع به سیستم های کامپیوتری یاد گرفتید کهنه شده است.
5. وقت تان را روی تصحیح اشتباهات تلف نکنید به دنبال کسی بگردید که تقصیر را گردن او بیندازید.
6. هرگز نگذارید کامپیوتر بفهمد که عجله دارید
7. خودتان را در فرایند تصمیم گیری دخیل کنید مصرانه هر از گاهی نظری بدهید
8. هرگز برای انجام دادن آن همیشه وقت هست
9. دوباره وصل کردن تجهیزات احتمالا مفید است
10. اگر در همه روش ها به بن بست رسید دفترچه راهنما را بخوانید

لطيفه


با استفاده از یک برنامه هوش مصنوعی اولین لطیفه کامپیوتری ساخته شد
0100110101011100111011
خب به نظر کامپیوتر این خنده دار است
:))))
=))

تعاریف


فشرده سازی: کم کردن حجم فایلی که باید آن را دور بیندازید
کنفرانس کامپیوتری : مجموعه ای از متخصصان کامپیوتر که جمع شده اند و درباره باهوش بودن خودشان لاف می زنند.
برنامه عیب یاب: برنامه ای که به شما چیزی می گوید که خودتان می دانید: ((فایل خراب شده است))
نامه الکترونیکی : روشی برای دریافت پیغامی نامفهوم از جانب کسی که نمی شناسید درباره مطلبی که به آن اهمیت نمی دهید
هارد دیسک: وسیله ای که به شما امکان می دهد فایلهای به درد نخور را نگه دارید
چند رسانه ای: جستجویی بی مورد برای کاری نشدنی
برنامه آزمایشی: قسمتی از یک برنامه که مردم را متقاعد می کند از کسانی که به آنها اعتماد ندارند با پولی که ندارند, چیزی را بخرند که به آن نیازی ندارند.
میزبان : برنامه ای که به بقیه این امکان را می دهد که به کامپیوتر شما نفوذ کنند.
گارانتی: مدت زمانی که در آن کامپیوتر شما خراب نمی شود

اعتماد بنفس به اين مي گن!


ماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزین را پر و روغن اتومبیل را بازرسی کند.سپس برای رفع خستگی پاهایش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت.
او هنگامی که به سوی اتومبیل خود باز می گشت ، دید که متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتی او به داخل اتومبیل برگشت ، دید که متصدی پمپ بنزین دست تکان می دهد و شنید که می گوید :" گفتگوی خیلی خوبی بود."
پس از خروج از جایگاه ، هیلر از زنش پرسید که آیا آن مرد را می شناسد.او بی درنگ پاسخ داد که می شناسد.آنان در دوران تحصیل به یک دبیرستان می رفتند و یک سال هم با هم نامزد بوده اند.
هیلر با لحنی آکنده از غرور گفت :" هی خانم ، شانس آوردی که من پیدا شدم . اگر با اون ازدواج می کردی به جای زن مدیر کل، همسر یک کارگر پمپ بنزین شده بودی.
" زنش پاسخ داد :" عزیزم ، اگر من با او ازدواج می کردم ، اون مدیر کل بود و تو کارگر پمپ بنزین بودي

Diagnosis


به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. خیلی راحته! آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟