جمعه، آبان ۱۵، ۱۳۸۸

Fall/پاييز

بوم نقاشي خدا وقتي كه پاييز مي شه رنگينتر مي شه! خيلي قشنگه!
اما چرا پاييز بايد اينقدر خوشگلتر باشه؟ خوشگلي چيه؟ چرا؟
God's painting is more colorful since it's autumn!
Why fall is such beautiful? what is the meaning of beauty?
Why?


روبات


روباتها يكي از سوژه هاي اصلي داستانهاي علمي تخيلي هستن. از روباتهاي خوب گرفته تا روباتهاي بد و شورشي. بعضاً روباتهايي هستن كه تو اين طور داستانها قاطي مي كنن يا مي خوان بر انسان مسلط بشن و ماجراهايي پيش ميارن كه اساس داستان رو تشكيل مي ده. به نظر من چيزي كه باعث شده چنين داستانهايي جذاب باشن و به نظر بيان كه ممكنه در آينده اتفاق بيافتن اينه كه ما آدمها براي هر چيزي شخصيت انساني تصور مي كنيم. مثالاً حتي تصور مي كنيم كه يه خونه يه شهر روح داره، يا براي ماشين(خودرو) چشم و دهن در نظر مي گيريم. چشماي ماشين هم همون چراغهاشن! ;) و حتي طراحان ظاهر و بدنه خودرو اينو در نظر مي گيرين در طراحي ظاهري ماشين و سعي مي كنن قيافه اي جدي تر، قوي تر و باهوشتر به ماشين بدن. چون در نگاه انساني اونو آدما با چهره مي بينن. هر چيزي همينه! حتي مانيتوري كه لبخند مي زنه! يا مثالاً افرادي كه براي كتاب ، قالي، اتاق، جنگل ، يخچال و هر چيزه ديگه اي زندگي قائلند. حالا در مورد چيزي مثل روبات، كه عموماً در نظر اولين چيزي كه متصور مي شه يه آدم آهنيه با شماي انساني و سر و دست و دو تا پا. خوب تصور مي كنيم اونم يه آدم گونست (صفات انساني براش قائل مي شيم) پس اونم احساساتي خواهد داشت مثل رهايي جويي يا تسلط طلبي منطق و از اين طور چيزها كه تو فيلما و داستانها باعث طغيان روباتها بر انسانها مي شود. اما تا حالا روباتي به صورتي كه كامل مستقل باشه، بفهمه كه وجود داره(اين يكي از پيچيده ترين مسائل در هوش مصنوعي و علم روباتيكزِ)، احساساتي داشته باشه مثل تمرد و غيره عملاً وجود نداشته. ما فكر روباتي رو نديدم تا ببينيم چيه، چيزي كه داشتيم تصوريست مبتني بر فكر خودمون از فكر و قوه درك روبات. يعني آدماه جاي اونها فكر كردن تا حالا! پس تصورات ما يعني چيزي كه تو فيلمها و داستانها هست برخواسته از فكر انسانيست نه روباتي و در نتيجه مال اونها نيست. شايد شبيه بشه در آينده اما الان اونو نيديدم، پس نمي تونيم بگيم شبيه چيه! شايد روباتهايي متفكر و مستقل آينده طرز فكر و منطقشون اونطوري كه ما هستيم نباشه و كلاً يه نمونه جديد باشه! اما هيچ برش ننوشته كه چي خواهد بود!
به نظر من روباتها دو دسته خواهند بود: روباتهاي مستقل كه براي خودشون تمدني رو تشكيل خواهند داد. و دسته دوم روباتهاي وفادار كه در خدمت انسان خواهند بود. ترس هم نداره!

* يكي از مثال پيچيده در زمينه هوش مصنوعي خود آگاهي عامل هوشمند مي باشد. عامل هوشمند مي تونه يه روبات مكانيكي و يا يه روبات نرم افزاري باشه.
** علم روبوتيكز با علم هوش مصنوعي مشتركات زيادي داره، در عين اينه هوش مصنوعي قدمت بيشتري دارد.
*** اين صفحه را براي اطلاعات بيشتر مطالعه كنيد. اما روبات نرم افزاري وجود دارد يكي از معروفترين و نزديكترين آنها به شما روباتهاي جستجوگر گوگل يا همان گوگل بُت مي باشد

پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۸

شعر

هر چیزی که اطلاع دقیقی از نباشه
همیشه یه عالمه شایعه دوروبرش می پیچه!

خودم گفتم!

شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۸

Happy Halloween

جشن با مزه ايه! جشن سايه هاي ترسناك و ارواح و زامبيها! اما عملا جشن شكر گزاري براي برداشت محصوله! يعني خدا ممنون كه امسال هم محصولاتمون رشد كرد دروشون كرديم و اين زمستون هم غذايي و خونه اي داريم! از چيزي نمي ترسيم نه ارواح سرگردان نه گربه هاي سياه با جادوگرها و نه مرده ها و نه زامبي ها! عملا از سرما كه قاتل بيرحميه نمي ترسيم! از گرسنگي نمي ترسيم! آردمون رو بيختيم و الكمون رو آويختيم!

Winter fation







خرافات 113

اين 113 اومين پست اين بلاگه! مي دونين ديگه 13، يه جورايي! خوب يه سوال جاش مطرح مي كنم، هر كسي خودش تو دلش جوابشو بده:
خرافات تا چه حدي تو زندگي ما جا دارن؟
مرز حقيقت، سنت، علم و خرافه هر كدوم به تفكيك چيه؟
تا حالا اصطلاح شبه علم رو شنيدين؟
آيا افسانه همون خرافه است يا فقط همپوشاني دارن؟

شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۸

موفقيت


گاهي كه به افرادي كه اطرافم هستن نگاه مي كنم مي بينم اونهايي كه مشاغل خوب و پر درامد دارن يكي از دليلهاشون اينه كه مي تونن ساعتهاي زيادي رو كار كنن. مثلاً تا دير وقت بمونن سر كار. فردا صبح هم سر حال و قبراق با لباسهاي تميز و مرتب بيان دوباره سر كار. اين يعني كسي كارهاشون رو انجام داده. غذاشون خونه آماده بوده، لباسهاشون تميز و اتو شده و مرتب تو كمدشون بوده، نظافت منزل رو براشون انجام داده بودن. براي غذا هم كه كلي خريد بايد كرد، سنگين و كشون كشون بياريشون خونه (كه كلي آدم رو خسته مي كنه) مرتبشون كني خريدها رو، سبزيجات شسته بشن و برن تو يخچال، گوشتها حالا پاك بشن يا اگه از اين بسته بنديهاست برن تو فريزر نمي دونم ديگه مثالاً تخم مرغها برن تو جاشون تو يخچال، شوينده ها برن تو قفسشون و ديگه ؟؟
اوه لباسها برن تو ماشين برون رو بند بعد مرتب بشن و حالا اونهايي كه اتو مي خوان اتو بشن و برن تو كمد و كفشها تميز بشنو هزار تا كار خرد و ريز ديگه! حالا گردگيري و جارو كردن و تميز كردن كف اتاق خودش ماجراييست. كه خيلي آدم رو خسته مي كنه! حالا شستن دستشويي و حموم و اينا تازه اگه بقيه افراد خونه كمكي نكنن و حتي سعي نكنن كه كمي كمتر بريز و بپاش كنن بماند.
فكرش رو بكن كه با ماشين بري، هيچي ديگه پيدا كردن جاي پارك كه هيچي دو سه دور بايد بپيچي كه جا پارك پيدا كني، بعد ناز و اداي فروشنده هاي سبيل كلفت رو تحمل كني كه بخاطر يه هويج گنديده كه از كسيه هويجهايي كه اون كشيده، انداختي بيرون! باهات دعوا مي كنه و نمي دونم ناز و اداي قصابها از همه بيشتره! حالا بگرد دوباره جا پارك پيدا كن از خودپرداز پول بگير و ديگه هيچي ماشالا راننده هاي ديگه هم كه چطور برخورد مي كنن موقع از پارك دراومدن راه نمي دن كه !
كل اين داستانها خيلي آدم رو خسته مي كنن، فيزيكي منظورمه كه آدم يه لحظه درازبكشه خوابش مي بره! گفتم كه تازه اين خريها بايد مرتب بشن و باقي ماجرا!
غذا هم درست كني غذاي فردا رو هم بزاري تو ظرف كه ببري! حالا بخواي هفته اي يكي دو بار هم بري حموم، با اين خستگي! نمي دونم مي شه ساعت 11 شب جمعه، حول حولكي گربه شور مي كني و خودت رو از ترس سرما خوردگي خوب خشك مي كني! بايد سعي كني سر و صدا نكني بخصوص با سشوار چون بقيه خوابن يا دارن تلويزيون تماشا مي كنن!
خداييش كسي كه تا ده يازده مي مونه سر كار و فردا هم دوباره با سر و وضع مرتب مياد سر كار آخر هفته هم با دوستاش ميره بيرون خودش همه كارهاشو مي كنه؟؟ معلومه كه اون يه تيم ساپورت داره! كه كارهاش رو مي كنن، اون فقط لطف مي كنه ميره سر كار! و رو خودش وقت ميزاره خوب موفقتر هم خواهد بود. وقت هم داره كه كلي چيز ياد بگيره، كلاسهاي مختلف بره و چيزهاي بيشتر ياد بگيره و در نتيجه كارهاي بهتري داشته باشه و درآمد بيشتري، امنيت شغلي بيشتري!
لطف مي كنه! جداً لطف مي كنه هنر مي كنه! حالا بياد و به بقيه فخر بفروشه! كه من چنينم و چنانم! خنده داره!
مي دونين اين نوشته شايد بوي حسادت بده، اما منظورم اين نبود من فقط مي گم فخر فروشي ديگه چرا؟؟